دنیای فانتزی من (طنز) !. یکی از فانتزیام اینه که…. تو محلمون ۱۰ تا پسر غریبه به دختر همسایمون تیکه بندازن !. یهو غیرتی بشم کله کنم برم براشون ، ۱۰ تا شونو لت و پار کنم. و بعد بشون بگم ” خودتون خواستین من دعــــــوا نداشتم ”. بعد دختر همسایه این صحنه رو ببینه کف و تف قاطی کنه !. تا میخواد بیاد سمتم که ازم قدردانی کنه. یهو مادرش با چادر گُل گُلی از خونه بیاد بیرون. و ببینه ۱۰ نفر پاره پوره رو زمین دارن خاک میخورن ،. متوجه جریان میشه و با یه حالت بغض آلود بیاد سمتم بگه داماد من…. من : بله مادر ...

دنیای فانتزی من (طنز) !

 

 

 

Exis-heart-10374[WwW.Kamyab

 

 

یکی از فانتزیام اینه که…
تو محلمون ۱۰ تا پسر غریبه به دختر همسایمون تیکه بندازن !
یهو غیرتی بشم کله کنم برم براشون ، ۱۰ تا شونو لت و پار کنم
و بعد بشون بگم ” خودتون خواستین من دعــــــوا نداشتم ”
بعد دختر همسایه این صحنه رو ببینه کف و تف قاطی کنه !
تا میخواد بیاد سمتم که ازم قدردانی کنه
یهو مادرش با چادر گُل گُلی از خونه بیاد بیرون
و ببینه ۱۰ نفر پاره پوره رو زمین دارن خاک میخورن ،
متوجه جریان میشه و با یه حالت بغض آلود بیاد سمتم بگه داماد من…
من : بله مادر ؟؟
بگه : من همیشه آرزو داشتم همچین پسر رخشی داشتم
من: ولی مادرم تو همیشه به چشم یه پسر بد منو نگاه میکردی ،
تو همیشه یه کاری میکردی که آمارم پیش بقیه همسایه ها خراب باشه ،
تو به من تهمت میزدی ( با صدای آلن دلون )
یهو صدای کف زدن به گوشم میرسه ،
برگردم ببینم ۲۴۹ نفر دارن برام کف میزنن
بخاطر جان فدایی و دیالوگ زیبام!
بعد یهو ببینم یه افق داره از سمت راستم میاد ،
دوست داشتم بیشتر دیالوگ بگم که همسایه ها بیشتر کف بزنن
ولی مجبور شدم تا افق نرفته توش محو بشم…

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه